تبليغاتX
چیزی به نام زنده گی ...
کافمیم...

---  امشب و هرشب ---me

 

امشب آنقدر صورت ام معصوم است

که دوست دارم قاب بگیرم و

به دیوار اتاق ام بکوبم

صورت ام را .

نگاهش کنم تا خوابم ببرد

آن وقت حتمن خواب خوب می بینم .

خواب خوب هم نعمتی است .

شما می دانید یا نمی دانید ...

اما من خواب خوب هم دیده ام ،

نوشته ام ، تعریف کرده ام ... شنیده ام ...

امشب ساعت چهار است .

امشب صورت ام معصوم است

خودم در آیینه دیدم

نه ، من برادر نارسیسم نیستم ،

چقدر ناشیانه کنایه می زنید ،

نمی دانید مگر، من

برادر نیستم ، خواهر نیستم، پدر نیستم ، مادر نیستم .

خودم دیدم .

گل کاکتوس دارم .

راستی خانه ی ما چشمه ندارد .

اما آیینه ها زلال اند ،

خب ، مادرم گردشان را می گیرد .

خودم دیدم .

امشب مردمک های من از همیشه سیاه تر است .

امشب از همیشه ،

همیشه تر است . --- ادامه ی مطلب کلیک کنید ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 27 خرداد1385ساعت 0:19  توسط کافمیم  | 

یک sms گرفتم. خوشم اومد. 23 بهمن بود.in aghahe be maghze man shak karde

Che sakht bod Sali ke gozasht yadash gerami bad.

به دلم نشست.

ترانه‌ی پایین هم به افتخار سالگرد!!!

.... 

وقتی میری با چشم ترهرچی‌ دلت می‌خواد ببر

گیتار با خودت نبر

بذار که قلب در به در از تو بخونه تا سحر

گیتارو با خودت نبر

وقتی داری میری سفر هر چی دلت می‌خواد ببر

گیتارو با خودت نبر

...

پ.ن.: ارتباط موضوع به شما حتمن مربوط نخواهد شده بود آنگاه.

 (متن کامل ترانه در ادامه مطلب)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 26 خرداد1385ساعت 3:20  توسط کافمیم  | 

اسلام علیک یا شما...

 pesar dai....i i i

اول: سلام. دوم:بد ....ستم. سوم:یک هفته تهران بودم. 4ام:سرما خوردم. 5ام:حال ندارم. 6:مردم.

7:میِیت(همون مرده) روی زمین میمونه! 8:خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه. 9:همین امشب. 10:یادم رفت. 11:انیگما و کیتارو. 12:چند تا خاطره از سفر. 13:شماره‌ی 28. 14:سرطان بدبختی. 15:پنچری پاجیرو. 16:لبخند. 17:صندلی 17.  18:سیدخندان دو نفر. 19:شکلات اسنیکر. 20:سلام بهرنگ. 21:دادگاه. 22:وزارت خونه 23:دروغ. 24:تهران و مفتول مس. 25:دعوای smsی. 26:اشک و لبخند. 27:رپ فارسی. 28:خیلی زیاد شد بریم شماره‌ی بعد. 29:شماره‌ی 13. 30:هیچ وقت تموم نمیشه.

 

.... اساسن هنگ کردم ....

.... می‌دونید .........ادامه ی مطلب و بخونید....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 23 خرداد1385ساعت 1:11  توسط کافمیم  | 

یقین که سرعت خیال از نور هم بیشتر است noor

ببین

چه زود رسیده‌ای به صفر

به حفره‌ای که هیچ

مهرداد فلاح

چرندیات کاملن شخصی...

می‌دونید وقتی حال و حوصله ندارم و یه کمکی گیج می‌زنم همیشه می‌تونم بنویسم یعنی با نوشتن خودم و خالی می‌کنم . آخ می‌دونید راستش الان با این که خیلی گیج می‌زنم نمی‌تونم مثه همیشه بنویسم و چرندیات به هم ببافم . آخ که چرت و پرت گفتن و نوشتن بعضی موقع‌ها چقدر لذت بخش می‌شه . به زورم که شده می‌خوام بنویسم . --ادامه ی مطلب ... کلیک...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 22 خرداد1385ساعت 17:48  توسط کافمیم  | 

بله... واقعا تا حالا توجه کرده بودین !!!  در این چند ماه اخیر به برکت دولت آقای احمدی نژاد ، ایران بزرگترین تولید کننده ، اراجیف و چرندیات شده است . این موضوع تحیر تمام کارشناسان اقتصادی جهان را بر انگیخته . خبر گزاری اسوشیتد پرس به نقل از بانک جهانی اعلام کرد ، سرانه ی تولید این محصول در ایران در این مدت کوتاه برابر با یک صد سال تولید جهان بوده است .

مسئله ی مهم تری که تمام جهان را به تعجب انداخته ، بازاریابی بی نظیر دولت مردان ایرانی بوده . این محصول عموما مشتری چندانی ندارد . اما در دولت مهر ورزی به طور بی سابقه ای حرف مفت خریدار پیدا کرده است . و ایرانیان علاقه ی خاصی به خریداری نمودن حرف مفت از خود نشان می دهند .

از این بابت وزارت بازرگانی اعلام کرده هیچ کمبودی در کشور وجود ندارد . و جای هیچ نگرانی نیست . همچنین هیات دولت در راستای مرتفع کردن این کمبود . قول داده است . تا آخر سال . شخص رییس جمهور در هر شهری حداقل دو سخنرانی داشته باشد . تا مردم فهیم ایران دچار هیچ کمبود ی نشوند .

 

همچنین ، در ماه گذشته سایت های خبری غیر رسمی اعلام کردند . رییس جمهوری ایران ، در نشستی غیر علنی و مخفیانه با آقایان خامنه ای و رفسنجانی دیدار کردند . و نگرانی خود را از کمبود حرف مفت اعلام کردند . خبر ها حاکی است . ممکن است دولت تا پایان سال مجبور به سهمیه بندی حرف مفت شود .

در این دیدار احمدی نژاد اعلام کرده : حرف مفت زدن هم خدا وکیلی سخته ، من دارم کم میارم ، و رهبر معظم انقلاب ، به ریاست جمهوری قول داده از تجربه ی 28 ساله ی خود در تولید این محصول به دولت جدید کمک کند.

اما دیروز صدای آمریکا اعلام کرده رفسنجانی به دلیل اتفاقاتی که در انتخابات ریاست جمهوری افتاده است ، هیچ علاقه ای به حمایت و تولید این محصول ندارد ، از آن جا که ایشان از با تجربه ترین سیاست گذار های تولید این محصول قیمتی می باشند . گروهی از اقتصاد دانان اصلاح طلب ایرانی اعلام داشته با توجه به نیاز شدید مردم به حرف مفت و افزایش بی سابقه ی مصرف آن در این ماه ها ، دولت قادر به تامین این نیاز تا آخر سال نخواهد بود.

 

با توجه انتخابات خیلی خیلی خیلی مهم شوراها در آخر سال . اصلاح طلبان امیدوارند با به وجود آمدن بحران در عرضه ی حرف مفت به توانند در انتخابات پیروز شوند . در این راستا دبیر کل جبهه مشارکت و آقای حجاریان در بیانیه ای مشترک از تمام اصلاح طلبان خواسته اند تا اطلاع ثانوی از حرف زدن پرهیز کنند . تا باعث کمبود حرف مفت در جامعه شوند . در پایان این بیانیه آمده ، قصه نخورید ، دوم خردادی ها ، تو انتخابات که برنده شدیم تا دلتون خواست حرف بزنید .

 

اما دبر کل حزب اعتماد ملی آقای کروبی اعلام کرده : هرچند می خواهم سر به تن محمود نباشه . اما حرف نزدن ما ، و ایجاد اختلال در تولید این محصول استراتژیک ، پایه های نظام جمهوری اسلامی را به خطر می اندازد .

همچنین آیت الله جنتی یکی از تولید کنندگان صاحب سبک این محصول بیان داشته ، ایجاد اختلال در تولید حرف مفت توطئه دشمنان اسلام است.

  

به نقل از حسین آقا سبزی فروش کوچمون ...

////////////

ایران ما...

 چند وقت است ... لال شدم و راجع به این گربه ی نازنازی نه حرف زدم ، نه بحث کردم ، نه چیزی نوشتم ، و حتا سعی کردم چیزی نشنوم . دلم برای چرت و پرت گفتن تنگ شده بود . خلاصه ببخشید اگه حرف مفت زدم .

 

کافمیم.

+ نوشته شده در  شنبه 20 خرداد1385ساعت 3:2  توسط کافمیم  | 

 

Aicha

 ((Cheb Khaled))

Comme si je n'existais pas,
elle est passée à côté de moi
Sans un regard, reine de Saba,
j'ai dit, Aïcha, prends, tout est pour toi

Voici, les perles, les bijoux,
aussi l'or autour de ton cou
Les fruits, biens mûrs au goût de miel,
ma vie, Aicha si tu m'aimes!

J'irai où ton souffle nous mène,
dans les pays d'ivoire et d’ébène
J'effacerais tes larmes, tes peines,
rien n'est trop beau pour une si belle

Aïcha, Aïcha écoute-moi,
Aïcha, Aïcha t'en vas pas,
Aïcha, Aïcha regarde moi,
Aïcha, Aïcha reponds-moi

Je dirais les mots les poèmes,
je jouerais les musiques du ciel,
je prendrais les rayons du soleil,
pour élairer tes yeux de rêves

Oooh! Aïcha, Aïcha écoute-moi,
Aïcha, Aïcha t'en vas pas

Elle a dit: "Garde tes tréors,
moi, je vaux mieux que tout ça.
Des barreaux sont des barreaux même en or
Je veux les mêmes droits que toi
Et du respect pour chaque jour,
moi je ne veux que l'amour"

 

در ادامه ترجمه را بخوانید ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 13 خرداد1385ساعت 1:52  توسط کافمیم  | 

گوش شیطون کر، بی حرف پیش من قراره فردا داماد بشم. داخل پرانتز لازم هست بگم بادابادا مبارک بادا ایشالله مبارک بادا … داخل همین پرانتز لازم هست ذکر کنم واقعن خوشحال هستyeki biyad kolahemano bardare!م ، ببینید من اصلن آدم بی جنبه‌ای نیستم ، ولی اگر هر بنی بشری جای بنده بود از خوشحالی تا حالا مرده بود . اصلن چطوره تعریف کنم … من توضیح می‌دم شما هم حق بدین پس فعلن پرانتز بسته .

حقیقت 5 سال پیش بالاخره تونستم با هزار (خواهشمند است

 الف هزار را تا جایی که نفس دارید بکشید . هزاااااار) بدبختی

جواب بله رو از عروس خانم بگیرم و در ذهن خودم تمام این بدبختی‌ها رنگ خوشبختی گرفت. عروس خانم دانشجوی خارج بودن . یعنی یک سال آخر تحصیلشون و در لندن می‌گذروندن . بله . و خب این خیلی طبیعی هست من که برای گرفتن یک – بع‌له !- سه چار سال علاف شده بودم . این یک سال رو هم زیر سیبیلی تحمل کنم .  اما چشمتون روز بد نبینه. اولن از این بابت که ما سیبیلی در چنته نداریم و دویومن از روزی که ما تاریخ عروسی برای خودمون  تعیین کردیم انواع بلاهای طبیعی و غیر طبیعی بر سرمون نازل شد. ( ادامه ی مطلب کلیک کنید ....)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 خرداد1385ساعت 13:12  توسط کافمیم  | 

ـ۱ـ

امروز هم ...

حرف نزنید

گوشم پر است از اراجیفتان که به هم می بافید و

عارم می آید و تنم نمی کنم حتا اگر

بخواهید ریشتان را گرو بذارید

 خرداد ۸۵//کافمیم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 خرداد1385ساعت 1:31  توسط کافمیم  | 

به بار ای برف...kocheye onvari

به بار ای برف سنگین بر مزارم...!

به من می گفت برف ُ دوست داره ... به من می گفت اگه آروم به باره ..! به من می گفت که این برف زمستون ... همین که آب شه ... اون وقت بهاره ...

//////////////////////

صبح پیدا شده اما ... آسمان پیدا نیست ...

من دلم سخت گرفته است از این ...  ... ... ... ... ... که به جان ... ... ... ... چند تن خواب آلود ..چند تن نا هشیار ... ////

دیشب خونه ی ما برف اومد ...

 

 

koche invari...

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 خرداد1385ساعت 1:30  توسط کافمیم  | 

+ نوشته شده در  شنبه 6 خرداد1385ساعت 20:33  توسط کافمیم  | 

بهم می گفتن هویج برای چشم خیلی خوبه ! مفیده !

برام قسم می خوردند که قدرت بیناییم و دیدم و بیشتر می کنه !

اما من بدتر از دیشب می بینم !!!

شما فکر می کنید ممکنه ... دروغ گفته باشند ؟
+ نوشته شده در  سه شنبه 2 خرداد1385ساعت 1:21  توسط کافمیم  | 

( ۳ قسمت پایانی از یک شعر بلند )

-6-

من شما را جایی ندیده ام

آقا ...

با شما بودم ، هستم ...

می دانید که قرار است همین فردا بمیرم .

آقا ...

چقدر حیف می شود که شما جایی من را ندیده اید و

خودتان را هم مدام می زنید

به آن راه .

درد تان نمی آید ؟

...

...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 2 خرداد1385ساعت 1:12  توسط کافمیم  |